تبلیغات
چو ایران نباشد تن من مباد - ناصر پور پیرار(گجستک)


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

ناصر پور پیرار(گجستک)

نوشته شده توسط:میثم خادم سهی
دوشنبه 23 خرداد 1390-09:05 ق.ظ

ناصر پورپیرار، ناصر بناکننده یا عبدالناصر بنی کنعان (۱۳۱۹ اهواز) نویسنده عرب ایرانی، عضو حزب توده پیش از انقلاب اسلامی، موسس نشر کارنگ، شریک انتشارات نیل و موسس انتشارات آلفا است و کتاب‌های خود را از این طریق منتشر کرده‌است. وی منکر وجود بخش اعظم تاریخ ایران و منکر وجود بسیاری از شخصیت‌های مستند تاریخی است. پورپیرار فاقد هر گونه تحصیلات عالی در حوزه ی تاریخ و به طور کلی فاقد هر گونه تحصیلات دانشگاهی است.

ادعاها و تناقض‌های نوشتاری


یکی از مهمترین وی‍ژگی‌های نوشتاری ناصر پورپیرار (عبدالناصر بنی کنعان) وجود تناقض‌های آشکار و عدم همخوانی نوشتار وی با اسناد و منابع تاریخی است. از آنجاییکه وی فاقد هرگونه مدرک دانشگاهی و آشنایی تخصصی با منابع تاریخی و باستانی است، بروز چنین تناقض‌هایی در نوشتار وی چندان دور از انتظار نیست. به عنوان نمونه وی در کتاب برآمدن اسلام، بخش دوم، بررسی اسناد ص ۲۶۹، مدعی می‌شود که «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و بقایای ساسانیان باعث فروپاشی بنی امیه شده است» و مدتی بعد، ادعا می‌کند که اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته‌اند! پورپیرار در کتابش مدعی شده که اصل نامه پیامبر اکرم به خسرو پرویز پیدا شده است! او نوشته است «متن نامه پیامبر اکرم (ص) به هراکلیوس هم، که در تاریخ طبری آمده، مشمول همان قضاوتی است که درباره نامه خسرو پرویز گفته شد. چند سطر ابتدایی، که طبری روایت می کند، به وجه حیرت آوری با اصل یافت شده آن برابر است. شباهت واژه کشاورزان و پاداش دوباره خداوند در هر دو نامه چندان موجب حیرت است که می توان گفت راوی کتاب طبری لااقل اصل نامه های پیامبر اکرم (ص) به هراکلیوس و خسرو پرویز را دیده بوده است» (برآمدن اسلام، جلد 2، ص 110) این نوشته او به معنی اینست که پیامبر (ص) به خسرو پادشاه ساسانی نامه نوشته است، پس حتما ساسانیان وجود خارجی داشته اند. او حتی مدعی است که اصل نامه پیامبر (ص) به خسرو پیدا شده است! حال او که مدعی است از زمان خشایارشا تا صفویه ، یعنی به درازای 2000 سال ایران خالی از سکنه بوده و کسی نبوده که بخواهد پادشاهی کند چگونه این تناقض را با نوشته های کتابش برطرف میکند؟ چگونه خودش دوباره منکر وجود ساسانیان میشود درحالی که خودش گفته اصل نامه پیامبر اکرم به خسرو پرویز ساسانی پیدا شده است؟! نکته ای که پورپیرار قبل از ادعا هایش به آن توجه نکرد اینست که تاریخ پادشاهی ساسانی با تاریخ روم گره خورده است و بخش بزرگی از منابع یاد کننده از ساسانیان به منابع رومی برمی گردد و نام ساسانیان و اشکانیان بار ها و بارها در متون یونانی و رومی ذکر شده است. ایشان در ابتدا مدعی شد مدرکی در رابطه با وجود ساسانیان و اشکانیان در دست نیست، چندی بعد ایشان گفت که اگر آنها وجود داشته اند مطمعناً یونانی بوده اند نه ایرانی، وی به خوبی می داند که اشکانیان یونانی بوده اند اما یونانی ها خودشان هنوز متوجه این موضوع نشده اند!
به لینک های زیر سری بزنید : 

http://en.wikipedia.org/wiki/Sassanid_Empire

http://en.wikipedia.org/wiki/Parthian_Empire

http://en.wikipedia.org/wiki/Roman%E2%80%93Persian_Wars

لینک اول در رابطه با ساسانیان، لینک دوم اشکانیان و لینک سوم مربوط به جنگ های بین ایران و روم می باشد، پورپیرار (عبدالناصر بنی کنعان) که فاقد هرگونه تحصیلات دانشگاهیست در بدو شروع کارش به انکار سلسله هایی پرداخت که نامشان در متون یونانی و رومی بار ها به چشم میخورد و آثار باقی مانده از آنها بسیار است، از جمله آتشکده ها و مجسمه های به جامانده از اشکانیان و حجاریهای عظیم مربوط به ساسانیان. واضح است که او حتی به خود زحمت کمی مطالعه و تحقیق را هم نداده است، او در بخشی از کتابش میگوید که اسکندر مقدونی به تلافی سوزاندن معابد آتن، تخت جمشید را آتش زده است و اسکندر را برای حمله به هخامنشیان می‌ستاید و در جایی دیگر میگوید اسکندر مقدونی هرگز به ایران نیامده و با داریوش سوم نجنگیده است! وی در جایی ادعا کرده که بنای پاسارگاد تنها در چند دهه ی اخیر ساخته شده است و در جایی دیگر ادعا کرده که پاسارگاد یک بنای عیلامی است که قبل از هخامنشیان ساخته شده و مربوط به هخامنشیان نیست و در جای دیگری گفته پاسارگاد یک بنای نیمه کاره از هخامنشیان است که پس از واقعه ی پوریم ساخت آن ناتمام مانده است، پورپیرار ادعا نموده که از پوریم تا قرون اولیه اسلامی هیچ آثار قانع کننده ای از نشانه وجود حیات در سرزمین ایران یافت نشده است و ایران به مدت 2000 سال و منطقه ی خاور میانه به مدت 1200 سال خالی از سکنه بوده و معتقد است تمام بنا های عظیم مربوط به اشکانیان و ساسانیان، مجستمه ها، آتشکده ها و بنا های منطقه ی خاور میانه در چند دهه ی اخیر ساخته شده است! او مدعی است که قوم کوروش قومی شمالی هستند که از استپهای جنوب روسیه بوسیله یهود اجیر شدند تا به بابل حمله کنند! سپس از تورات مدرک می آورد و می گوید که سپاهی از شمال به بابل یورش خواهد آورد. او به خیال خود با استناد به تورات ثابت میکند که قوم کوروش شمالی و همان ترکان خزر بوده اند! ولی وقتی به تورات مراجعه می کنید می بینید که در تورات، بابل نسبت به اورشلیم شمالی خوانده شده است! باز هم که دقت می کنید می بینید که تورات، مصر را نسبت به بابل شمالی خوانده است، پس مصریها هم شمالی هستند! ایشان از صدام حسین با عناوینی مانند قهرمان عرب و عالی ترین الگوی مقاومت یاد می کند و میگوید «به گمان من، صدام یک قهرمان مقاومت اسلامی در برابر صهیونیسم است و اگر کشته شود مانند اسیر کافران، یک شهید است». او در جایی مدعی است که منظور آیه ۱۰۳ سوره نحل، سلمان فارسی است و در جایی دیگر وجود سلمان فارسی را منکر شده و آن را ساخته یهود می‌داند! او گفته طبق قرآن، یهودیان و مسیحیان نجس هستند، وی فردوسی و شاهنامه و همچنین حافظ و دیوان حافظ را جعلی می‌نامند، پورپیرار منکر امامت علی است و بسیاری ادعا های دیگر.

منتقدان

داریوش احمدی (کیانی) یکی از نویسندگان در زمینه باستان‌شناسی است که به نقد نظریات پورپیرار پرداخته و علاوه بر انتشار آنها در وبنوشت شخصی خود (فرهنگ ایران باستان)، جامع نقدهایش را در کتاب «هزاره‌های پرشکوه» منتشر کرده‌است. هوشنگ صادقی دیگر نویسنده توانایی است که تناقض‌ها و غلط‌ های فاحش علمی پورپیرار را به شکلی بسیار گویا و قابل فهم برای تمامی افراد، در کتاب «کوروش و بابل» منتشر کرده‌است. وی در این کتاب بخش‌های مختلف کتابهای پورپیرار را در کنار هم گذاشته و موارد تناقض آنها با همدیگر و با منابع علمی معتبر را به خوانندگان نشان داده‌است. محمد تقی عطایی و علی اکبر وحدتی دو تن از منتقدین وی، معتقدند ادعای پورپیرار مبنی بر موهوم خواندن هویت تاریخی ایران و نسبت دادن آن به جعل و تحریف یهودیان، از مباحث دیرینه تبلیغات پان عربی است.


تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 23 خرداد 1390 09:39 ق.ظ