تبلیغات
چو ایران نباشد تن من مباد - نغمه ی روسپی


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

نغمه ی روسپی

نوشته شده توسط:میثم خادم سهی
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390-01:47 ب.ظ


بده آن قوطی سرخاب مرا
رنگ به بی رنگی ی خویش
روغن ، تا تازه كنم
پژمرده ز دلتنگی خویش
بده آن عطر كه میشكین سازم
گیسوان را و بریزم بر دوش
بده آن جامه ی تنگم كه مسان
تنگ گیرند مرا در آغوش
بده آن تور كه عریانی را
در خمش جلوه دو چندان بخشم
هوس انگیزی و آشوبگری
ه سر و سینه و پستان بخشم
بده آن جام كه سرمست شوم
خنی خود خنده زنم
چهره ی ناشاد غمین
هره یی شاد و فریبنده زنم
وای از آن همنفسی دیشب من ه روانكاه و توانفرسا بود
لیك پرسید چو از من ،‌ گفتم
ندیدم كه چنین زیبا بود
وان دگر همسر چندین شب پیش
او همان بود كه بیمارم كرد
آنچه پرداخت ، اگر صد می شد
درد ، زان بیشتر آزارم كرد
پر كس بی كسم و زین یاران
غمگساری و هواخواهی نیست
لاف دلجویی بسیار زنند
جز لحظه ی كوتاهی نیست
نه مرا همسر و هم بالینی
كه كشد ست وفا بر سر من
نه مرا كودكی و دلبندی
كه برد زنگ غم از خاطر من
آه ، این كیست كه در می كوبد ؟
همسر امشب من می آید
كاین زمان شادی او می باید
لب من ای لب نیرنگ فروش
بر غمم پرده یی از راز بكش
تا مرا چند درم بیش دهند
خنده كن ، بوسه بزن ، ناز بكش


سیمین بهبهانی

 



تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 08:27 ب.ظ