تبلیغات
چو ایران نباشد تن من مباد - روزگار غریبی‌ست نازنین!(احمد شاملو)


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

روزگار غریبی‌ست نازنین!(احمد شاملو)

نوشته شده توسط:میثم خادم سهی
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390-08:46 ب.ظ

«روزگار غریبی‌ست نازنین!»

دهانت را می بویندمبادا که گفته باشی دوستت می دارم
دلت را میبویند
روزگار غریبیست نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان می دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
روزگار غریبیست نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند
بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبیست نازنین
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری
برآتش سوسن و یاس
روزگار غریبیست نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

(احمد شاملو)



تاریخ آخرین ویرایش:- -