تبلیغات
چو ایران نباشد تن من مباد - شاهکاری از شاملوی بزرگ


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

شاهکاری از شاملوی بزرگ

نوشته شده توسط:میثم خادم سهی
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390-09:06 ق.ظ

جخ امروز
از مادر نزادم

نه
عمر جهان بر من گذشته است.

نزدیک ترین خاطره ام خاطره یِ قرن هاست.
بارها به خونِ مان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دست آوردِ کشتار
نان پاره یِ بی قاتقِ سفره یِ بی برکت ما بود.

اعراب فریب ام دادند
برج موریانه را به دستانِ پر پینه ی خویش بر ایشان در

گشودم
مرا و همه را نطعِ سیاه نشاندند و
گردن زدند.

نمازگزاردم و قتل عام شدم

که رافظی ام دانستند.
نماز گزاردم و قتل عام شدم

که قِرمطی ام دانستند.
آن گاه قرار نهادندکه ما و برادران مان یک دیگر رابکشیم و
این
کوتاه ترین طریقِ وصول به بهشت بود!

به یاد آر
که تنها دست آوردِ کشتار
جل پاره یِ بی قدرِ عورتِ ما بود.

خوشبینی ِ برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همه گان را گردن زدند.
یوغ ورزاو بر گردن مان نهادند.
گاو آهن بر ما بستند
بر گرده مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند
که بازمانده گان را

هنوز از چشم

خون آبه روان است.

کوچ غریب را به یاد آر
از غربتی به غربت دیگر،
تا جست و جوی ایمان

تنها فضیلت ما باشد.

به یاد آر:
تاریخ ما بی قراری بود
نه باوری
نه وطنی

نه
جخ امروز

از مادر

نزاده ام.



تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 02:10 ب.ظ