تبلیغات
چو ایران نباشد تن من مباد - شعر فردوسی از استاد شهریار


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

شعر فردوسی از استاد شهریار

نوشته شده توسط:میثم خادم سهی
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390-10:42 ب.ظ



به هنگامی كه نادانی به گیتی حكمفرما بود
تمدن در جهان همخوابه سیمرغ و عنقا بود
در ایران كیش زردشت آفتاب عالم آرا بود
همای‌ فتـح و نصـرت همعـنان پرچـم ما بود


ز بام قصر دارا سر زدی خورشید دانایی
وزو تابـیـده در آفــاق انـــوار تـوانـایی


فلك یك چند ایران را اسیر ترك و تازی كرد
در ایران خوان یغما دید و تازی تُركتازی كرد
گدایی بود و با تاج شهان یك چند بازی كرد
فلك این شیرگیر آهو، شكار گرگ و تازی كرد


وطن خواهی در ایران خانمان بر دوش شد چندی
به جز در سینه‌ها آتشكده خاموش شد چندی


كه تا در عهد شاه غزنوی شاه ادب موكب
در آفـاق ادب تابــیــد آذرگـون یـكـی كوكب
كزو چون روز روشن شد عجم را انده‌آگین شب

چو خورشید جهان‌افروز چرخ چارمش مركب


پدید آمد یكی فرزند٬ فردوسی طوسی نام
سـتـــرون از نـظـیـر ‌آوردن وی مـادر ایـام



تاریخ آخرین ویرایش:- -